محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
189
مجمع الانساب ( فارسى )
بود و خيلى مملكت به كرمان افزود و او را ظفرى بودى و شهر عمان را بگرفت و مدتى دراز يافت و او را فرزندان بسيار آمدند گويند او را چهل دختر بود و نه پسر . و چون مدت ملكش به سى و نه سال رسيد او را هواى مملكت عراق خواست و لشكر كشيد و با برادرزادهء خود ملكشاه بن البارسلان حرب كرد و نزديك شد كه مستخلص كند اسبش خطا كرد و گرفتار آمد . و اين حال در پادشاهى ملكشاه ذكر رفته كه چگونه او را هلاك كرد . ملك سلطان شاه بن قاورد قاورد چون كشته شد او را از پسران دو پسر همراه بودند : يكى سلطان شاه و يكى توران شاه و هر دو را ميل كشيدند اما كور نشدند كه كشنده رحم كرد و تركمانى سلطان شاه را بدزديد و به كرمان آورد و بر تخت كرمان نشاند . اكابر كرمان پيش تخت او كمر بستند و به مراسم و قوانين پادشاهى قيام نمود و سيرت پدر داشت . چون يك سال بگذشت ناگاه سلطان ملكشاه با لشكر به كرمان آمد سلطان شاه دانست كه با او بس نباشد از راه خضوع درآمد و گفت مرا خود كشته گير و ملك كرمان گرفته چون من نباشم مرا چهل خواهرند همه عيال و متعلق تو باشند شايد كه ايشان بىمرد مانند . ملكشاه را دل بر وى بسوخت بر او ابقا كرد و بنواخت و سوگند خورده بود كه كرمان را خراب كند بفرمود تا قدرى از برج باره بكندند صدق سوگند را . و ملكشاه بازگشت و سلطان شاه بن قاورد ده سال بر سرير كرمان حكم راند در سنهء سبع و اربعين و اربع مائه وفات كرد . ملك ولى سيرت فرشتهخو عماد الدوله توران شاه بن قاورد او در زمان برادر از حرم بيرون نيامدى و پستى در طبيعت داشت و با زنان بسيار بودى و هيچ كس توقع سلطنت از وى نداشت اما بزرگان گفتهاند مردان خداى پنهان باشند خداى تعالى او را هم دنيا و هم آخرت بخشيد از دنيا پادشاهى داد و از آخرت او را به درجهء اولياء كبار رسانيد و امروز هر همت كه از روان او بطلبند بيابند . و قبر ملك توران شاه در كرمان بنام و آوازه است چون از ابناء قاورد جز او نبود اكابر كرمان او را بر تخت نشاندند و چون يك سال از مملكت او